دفتر شعر -
|
ساعت 3:36 عصر سهشنبه 20/1/1387 سنگ قبر زرد دیدم شتابان میروی ، گفتم کجا؟ یکدم بمان آن روز رفتی بعد از آن ، شد خیره چشمانم به در (رهگذر)
![]() ¤ نویسنده: سید محمد
![]() ساعت 9:43 صبح سهشنبه 8/8/1386 دوباره سلام یاد باد آنکه در آغوش توام منزل بود نام تو روشنی و رونق این محفل بود (رهگذر) ![]() ¤ نویسنده: سید محمد
![]() ساعت 1:28 عصر پنجشنبه 22/6/1386 خیلی وقتا فکر می کنیم که خیلی تنهاییم. فکر می کنیم تو این دنیا بدشانس تر از ما نیومده. فکر می کنیم هیچکس به فکر ما نیست، هیچکس کاری واسه ما انجام نمیده. کسی مراقب ما نیست و .... ولی اگه یکم به خودمون فکر کنیم و ببینیم که آیا ما آدم مفیدی واسه اطرافیانمون بودیم یا نه...آیا مشکل کسی رو حل کردیم؟آیا درد کسی رو دوا کردیم؟....یا نه...اونوقت راه بهتری رو برای جبران و بهبود نواقص خودمون پیدا می کنیم....
ای که شکایت کنی از بدی روزگار هست مرا یک سخن با تو، که آید به کار در عجبم من کیَم؟ کز همه کس شاکی ام گر نرساندم به کس خیری از آغاز کار دفتر اعمال خویش کاش نبینم که وای دانم اگر بینمش گریه کنم زارزار عشق و محبت ز توست، کینه و نفرت ز توست هم چو خزان می شوی، هم شوی همچون بهار آب تویی، سد تویی،خوب تویی، بد تویی آن دل چون آینه ، مُرد چو بی دین شدی بندﮤ شیطان شوی ، خرمن ویران شوی گر عدوی جان شوی، کِی کندت کس مهار؟ کشتی تردید شد، در دل دریای عشق طعمه ی امواج در، حادثه ی مرگبار دانه ی خُردی که شد، خوار زیر پای تو سرو سهی گشت و هست، پادشه اقتدار در عوض انتقام حال زیر پای او مفرش تو راحت است از کَرم کردگار قطرﮤ آبی که کرد ، دانه، شه اقتدار سیل خروشان چو گشت ، سست شد آن پایدار رمز سعادت بجوی در دل قرآن، که کرد حافظ شیرین سخن، توصیه ها بیشمار گه به خرابات رو، گه به سرای من آی نامه برِ یار بر ، نامه ای از یار آر محنت قلبش نگفت، رهگذر راستگوی غمکده ای گر سرود، بود یکی از هزار رهگذر ار راست گفت ،هر آنچه می بایست گفت درّ کلامش ستان ، توشه ی این ره گذار ¤ نویسنده: سید محمد
![]() ساعت 1:19 عصر دوشنبه 12/6/1386 امروز که از محبس عشق آزادم گوشی نبود که نشنود فریادم محبوس بدم در قفس عشوه ی یار امروز فراغ من مبارک بادم تنهایی و غربت سبکبالان به تا دل به وفای بی وفایان بستن من خفته بدم به ناز در بستر عشق کاووس من آخر شد و بیدار شدم معشوقه ی فانی چه نصیبی دارد؟ دل می برد و دل به تو می نسپارد یا جان طلبد در عوض ناز رخش یا دست خود از عشق تو بر می دارد از فراق یار ارچه بسی نالیدم با قرب دلم به قلب او، بالیدم ناپاکی قلب او نمی دانستم ناخواسته دل به قلبش آلاییدم آنان که گرفتار رخ یار شدند از سحر لبش مخبر اسرار شدند افسونگر دل ها چو همه رسوا کرد از عشق رمیدند و چه بیزار شدند دلداده نشو تا که ندادندت دل این گونه کن افسون سواحر باطل فرهاد نشو تا که نشد او شیرین مجنون نشد الا بر لیلی ، عاقل افسون سخن گر اینچنین باب شود سنگ آب شود، روی، زر ناب شود دندان و لب و زبان چو انباز شوند جادو کند و غلامک ارباب شود یا رب کرمی کردی و غربت دادی شکر تو کنم شبانه در این وادی گم می نشود رهگذر اندر ره خود مقصد چو تویی و هم تویی ام ، هادی
( رهگذر ) ¤ نویسنده: سید محمد
![]() ساعت 9:54 صبح چهارشنبه 7/6/1386 من می روم و قلب تو آزاد کنم کن یاد ز من چون ز تو من یاد کنم شیرینی ات آنچنان هویداست که من شرم آیدم ار دیدن فرهاد کنم شلاق سکوت من نه از سنگدلیست مهر خمشی زد به دهانم تقدیر من زآتش عشق در پی گرما بودم جز دود ندیدم که همان کورم کرد ای کاش زبانم چو دلم شاعر بود ای کاش ندانسته نمی نالیدی عاشق کشی از تو بود یا از خود من؟ دانم فقط این ، کز عشق بیزار شدم کاشانه ی این رهگذر سوخته دل از صاعقه ی دوری تو ویران شد ( رهگذر )
¤ نویسنده: سید محمد
![]() ساعت 12:19 عصر جمعه 2/6/1386 ای داد از این غم فریاد از این غم (رهگذر) ¤ نویسنده: سید محمد
![]() ساعت 1:15 صبح جمعه 2/6/1386 عاشقی بودم ولی تنهای تنهایم کنون ترس مرگ عشق پوشانده سراپایم کنون خنده هایم گریه آور گریه هایم جانگداز با غم امروز در اندوه فردایم کنون حرف دل با کس نگویم هر کسی دلدار نیست جز به نزد یار نتوان نزد کس لب باز کرد لشگر اندوه ، عاجل سوی قلبم ای صبا این خبر را سوی یاران بر دلم تاراج شد شرق تا غربش بجستم لیک دلداری نبود یا دلارامی که بیند روزگار گست من رهزن اندوه پنهان پشت کوه بی کسی امنیت از کاروان عشق را او سالب است همچنان در انتظار آفتاب رحمتیم رهگذر، مغموم ، در غربت نمی خوابد همی (رهگذر)
¤ نویسنده: سید محمد
![]() 3 لیست کل یادداشت های این وبلاگ
![]() | خانه :: بازدید امروز :: :: بازدید دیروز :: :: کل بازدیدها :: :: درباره من :: سید محمد[20] بپرسید تا بگم :: لینک به وبلاگ :: :: آرشیو :: :: اوقات شرعی :: :: لینک دوستان من:: پیمان دانلود :: لوگوی دوستان من:: :: خبرنامه وبلاگ ::
:: موسیقی ::
| ||||||||||||||||||||