رمز سعادت -
|
ساعت 1:28 عصر پنجشنبه 22/6/1386 خيلي وقتا فکر مي کنيم که خيلي تنهاييم. فکر مي کنيم تو اين دنيا بدشانس تر از ما نيومده. فکر مي کنيم هيچکس به فکر ما نيست، هيچکس کاري واسه ما انجام نميده. کسي مراقب ما نيست و .... ولي اگه يکم به خودمون فکر کنيم و ببينيم که آيا ما آدم مفيدي واسه اطرافيانمون بوديم يا نه...آيا مشکل کسي رو حل کرديم؟آيا درد کسي رو دوا کرديم؟....يا نه...اونوقت راه بهتري رو براي جبران و بهبود نواقص خودمون پيدا مي کنيم....
اي که شکايت کني از بدي روزگار هست مرا يک سخن با تو، که آيد به کار در عجبم من کيَم؟ کز همه کس شاکي ام گر نرساندم به کس خيري از آغاز کار دفتر اعمال خويش کاش نبينم که واي دانم اگر بينمش گريه کنم زارزار عشق و محبت ز توست، کينه و نفرت ز توست هم چو خزان مي شوي، هم شوي همچون بهار آب تويي، سد تويي،خوب تويي، بد تويي آن دل چون آينه ، مُرد چو بي دين شدي بندﮤ شيطان شوي ، خرمن ويران شوي گر عدوي جان شوي، کِي کندت کس مهار؟ کشتي ترديد شد، در دل درياي عشق طعمه ي امواج در، حادثه ي مرگبار دانه ي خُردي که شد، خوار زير پاي تو سرو سهي گشت و هست، پادشه اقتدار در عوض انتقام حال زير پاي او مفرش تو راحت است از کَرم کردگار قطرﮤ آبي که کرد ، دانه، شه اقتدار سيل خروشان چو گشت ، سست شد آن پايدار رمز سعادت بجوي در دل قرآن، که کرد حافظ شيرين سخن، توصيه ها بيشمار گه به خرابات رو، گه به سراي من آي نامه برِ يار بر ، نامه اي از يار آر محنت قلبش نگفت، رهگذر راستگوي غمکده اي گر سرود، بود يکي از هزار رهگذر ار راست گفت ،هر آنچه مي بايست گفت درّ کلامش ستان ، توشه ي اين ره گذار ¤ نويسنده: سيد محمد
![]() 3 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
![]() | خانه :: بازديد امروز :: :: بازديد ديروز :: :: کل بازديدها :: :: درباره من :: سيد محمد[20] بپرسيد تا بگم :: لينک به وبلاگ :: :: آرشيو :: :: اوقات شرعي :: :: لينک دوستان من:: پيمان دانلود :: لوگوي دوستان من:: :: خبرنامه وبلاگ ::
:: موسيقي ::
| ||||||||